خرید بک لینک

وقتی در راه لاریسا دیدمت ،
- جادهی مستقیمی كه از میان درختان سدر میگذرد –
فكر كردی من مرد جادهام ،
و عاشقم شدی .
اما من ،
مرد جاده نیستم ،
من گم شده بودم ...


لئونارد کوهن

"فرصت کردین تاریخ تولدتونو برام بنویسین ..ممنون"

برچسب: نویسنده: پرهام محمدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:23

در دست هاى چه كسى اسراف مى شوى تو

اكنون, كه به ذره ذره ات محتاجم

برچسب: نویسنده: پرهام محمدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:23

من از تو شعر گفتم

دل انار خون شد

شاید می دانست

چیزی نمانده است

تنها چند برگ دیگر

مانده بر شاخه هایم

Ronak you should know If.........To strive,to seek not to find and not to yield

برچسب: نویسنده: پرهام محمدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:23

So kindness you angeljust reply to dear Ronakلكنت شعر و پريشانى و احوال دلمچه بگويم كه كمى خوب شود حال دلمكاش مى شد كه شما نيز خبر دار شويدلحظه اى از من و از درد كهن سال دلمسرگشتگى چيزى است كه متصورم

برچسب: نویسنده: پرهام محمدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:23

عزيزم روناك

اگر اينجورى منظورت بود بيشتر لذت مى بردم

از حالتون, بى خبرم،،،،،،، نذارين لطفا

و اينگونه نوشته بوديد

از حالتون, بى خبرم نذارين لطفا

اولى برام خيلى عاشقانه است كه فقط شما مى تونيد بهم بگيد نه هيچكس ديگر

و اما دومى را هر كسى ميتونه بنويسه كه يه كمى نگرانه البته شايد

خواهش مى كنم مثه اولى بنويس

چون اونجورى حِسِت مى كنم.

برچسب: نویسنده: پرهام محمدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:23

تو دوباره بر مى گردى هيچكس نمى داند كجاهنوز نميدانم چگونه مى توانم پس از آن همه بى مهرى كه نسبت به تو داشتم باز در فكر تندرستى منى و چطور تو در گوشهٌ ذهن من جا دارى با اينحال ترديد ندارم قسمتى از اند

برچسب: نویسنده: پرهام محمدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:23

شراب را كه چشيدم

پاييز از فصل انگورهاى ديگرى مى نوشت

به تو كه نگريستم

"دوستت دارم" به شكل ابرهاى پُر بارانى شده بود

و شعر اعتماد تو را ربوده بود

بر گرفته از دفتر

اينگونه تمام مى شود

December /Stockholm /Skarpnak Forest/Near Flaten Badet

برچسب: نویسنده: پرهام محمدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:23

صفحه بندی