وقتی در راه لاریسا دیدمت ،
- جادهی مستقیمی كه از میان درختان سدر میگذرد –
فكر كردی من مرد جادهام ،
و عاشقم شدی .
اما من ،
مرد جاده نیستم ،
من گم شده بودم ...
لئونارد کوهن
"فرصت کردین تاریخ تولدتونو برام بنویسین ..ممنون"
برچسب:
نویسنده: پرهام محمدی
در دست هاى چه كسى اسراف مى شوى تو
اكنون, كه به ذره ذره ات محتاجم
برچسب:
نویسنده: پرهام محمدی
من از تو شعر گفتم
دل انار خون شد
شاید می دانست
چیزی نمانده است
تنها چند برگ دیگر
مانده بر شاخه هایم
Ronak you should know If.........To strive,to seek not to find and not to yield
برچسب:
نویسنده: پرهام محمدی
برچسب:
نویسنده: پرهام محمدی
عزيزم روناك
اگر اينجورى منظورت بود بيشتر لذت مى بردم
از حالتون, بى خبرم،،،،،،، نذارين لطفا
و اينگونه نوشته بوديد
از حالتون, بى خبرم نذارين لطفا
اولى برام خيلى عاشقانه است كه فقط شما مى تونيد بهم بگيد نه هيچكس ديگر
و اما دومى را هر كسى ميتونه بنويسه كه يه كمى نگرانه البته شايد
خواهش مى كنم مثه اولى بنويس
چون اونجورى حِسِت مى كنم.
برچسب:
نویسنده: پرهام محمدی
برچسب:
نویسنده: پرهام محمدی
شراب را كه چشيدم
پاييز از فصل انگورهاى ديگرى مى نوشت
به تو كه نگريستم
"دوستت دارم" به شكل ابرهاى پُر بارانى شده بود
و شعر اعتماد تو را ربوده بود
بر گرفته از دفتر
اينگونه تمام مى شود
December /Stockholm /Skarpnak Forest/Near Flaten Badet
برچسب:
نویسنده: پرهام محمدی